کتابخانه

اطلاعات تکميلي

  • نویسنده لیلا قلی پور
  • ناشر روایت فتح
  • سال چاپ 1388
  • شماره چاپ دوم
  • شابک 978-964-7529-40-2
در این مجموعه، صد خاطره كوتاه از دوران اسارت رزمندگان در عراق، از قول آزادگان، بدون ذكر نام راوی، درج گردیده است.

اطلاعات تکميلي

  • نویسنده مریم برادران
  • ناشر روایت فتح
  • سال چاپ 1389
  • شماره چاپ سوم
  • شابک 978-964-7529-18-1
در جلد پنجم از سری كتاب‌های «یادگاران»، در روایتی داستانی به بازنویسی صد خاطره از دوران زندگی طلبه شهید «عبدالله میثمی» ـ متولد 12 خرداد 1334 در اصفهان پرداخته می‌شود. بعد از انقلاب وی نماینده امام در سپاه بود و با آغاز جنگ تحمیلی برای دفاع از كشور عازم جبهه‌ها ی نبرد شد. ساده زندگی‌ می‌كرد، سادگی‌ای كه به او فرصت می‌داد تا با دیگران رئوف و مهربان باشد. وی نماینده امام در قرارگاه خاتم‌النبیا (ص) بود و در 12…

اطلاعات تکميلي

  • نویسنده بهمن پگاه راد
  • ناشر انتشارات سوره مهر
  • سال چاپ 1387
  • شماره چاپ سوم
  • شابک 978-964-471-730-7
«نبرد خاموش» روایت زندگی دیاكو محمدی، متولد سردشت از نژاد كرد است كه پدر و مادر خود را در بمباران سردشت از دست می‌دهد. دیاكو برای همراهی با برادرش «رشید»، برای تهیه گزارش از عملیاتی در جنوب به جبهه می‌رود و در یك حمله شیمیایی دشمن فرمانده گروه «ذبیح‌الله» ماسك خود را درآورده و روی صورت او می‌گذارد، گرچه او از مرگ نجات پیدا می‌كند اما بر اثر استنشاق گاز خردل دچار مشكلات ریوی می‌شود و برادر خود را از…

اطلاعات تکميلي

  • نویسنده نیره رهبر فر
  • ناشر روایت فتح
  • سال چاپ 1389
  • شماره چاپ چهارم
  • شابک 978-964-7529-35-8
در این كتابچه، صد خاطره از زبان خانواده، دوستان و همرزمان "عمو حسن" به طبع رسیده است .عمو حسن، پیرمرد رزمنده‌ای بود كه در عملیات كربلای چهار به شهادت رسید .

اطلاعات تکميلي

  • نویسنده محمد حسین محمودزاده
  • ناشر روایت فتح
  • سال چاپ 1388
  • شماره چاپ دوم
  • شابک 978-964-7529-42-6
یک روز ازش پرسیدم «اگه بخوای تخصص بگیری، چی می خونی؟»گفت «اطفال»تعجب کردم. اطفال که به درد جنک نمی خورد.پرسیدم «چرا اطفال؟»گفت «چون اونا از همه معصوم ترند. هنوز هیچ گناهی نکردن. اگه به یک بنده ی معصوم خدا کمک کنم.، حس می کنم بهترین کار رو کردم.»------------------روزی که آمد، گریست و روزی که رفت گریاند. بین این دو روز، بیست و هشت سال فاصله بود. عشق روزگاری چند سایه به سایه دنباش بود. تا این که برگشت، عشق را…

اطلاعات تکميلي

  • نویسنده فاطمه غفاری
  • ناشر روایت فتح
  • سال چاپ 1388
  • شماره چاپ سوم
  • شابک 978-964-7529-08-2
همیشه آنها كه می‌نویسند، به غواصان دریای معانی تشبیه شده‌اند. غواصان لشكر 14، تشبیه و استعاره نبودند. مردانی بودند كه جمجمه‌هاشان را به خدا سپردند و بی‌دغدغه مرگ زیستند. این زیستن قصه‌ای دارد و «روزگاران؛ كتاب غواصان لشكر 14» یك دفتر از این قصه‌هاست.

اطلاعات تکميلي

  • نویسنده احمد دهقان
  • ناشر انتشارات سوره مهر
  • سال چاپ 1388
  • شماره چاپ چهاردهم
  • شابک 978-964-471-944-8
مجددا کتابی در مورد جنگ ایران و عراق . ناصر دانش اموزی دبیرستانی است که در وسط امتحانات نامه ای از دوستان رزمنده قدیمی اش دریافت می کند مبنی بر اینکه عملیات نزدیک است و بهتر است به جبهه بازگردد . او نیز امتحانات را نیمه رها کرده و به جنوب می رود تا در عملیات کربلای 5 شرکت کند . کتاب از زبان اول شخص شرح یکی از عملیات های جنگ و حال و هوای قبل ، حین و…

اطلاعات تکميلي

  • نویسنده کورش علیانی
  • ناشر روایت فتح
  • سال چاپ 1389
  • شماره چاپ پنجم
  • شابک 978-964-90935-5-9
رزمی‌كار بود. با بچه‌های گروهان كار می‌كرد. هیكل بی‌نقص و درشتی داشت. صبح عملیات، با كفش و با تیمم ایستاد به نماز با آن هیكل مثل یك بچه كوچك سرش را انداخته بود زیر و حمد و سوره می‌خواند. رفت و رفت و رفت تا تشهد. یك تیر آمد و خورد توی سینه‌اش. درد می‌كشید و به روی خودش نمی‌آورد. نمازش را نشكست تا افتاد. رسیدم بالای سرش. السلام علیكم و رحمه‌ا... و بركاته. كتابچه حاضر یكی از سری كتاب‌های…

اطلاعات تکميلي

  • نویسنده حبیب امامی
  • ناشر روایت فتح
  • سال چاپ 1389
  • شماره چاپ سوم
  • شابک 978-964-7529-39-2
در این مجموعه صد خاطره كوتاه درباره دفاع مقدس ، از قول رزمندگان هوا نیروز به چاپ رسیده است . برای نمونه یكی از خاطرات بدین قرار است : "می گفت كابین كبرا مثل تابوته . حتی اگه یه ذره چاق تر بشیم ، توش جا نمی شیم . راست می گفت خیلی كوچك بود. درست اندازه بدن ، نمی دانست یك روز كابین واقعا تابوتش می شود و من هم تنها تشییع كننده اش

اطلاعات تکميلي

  • نویسنده طه فروتن
  • ناشر روایت فتح
  • سال چاپ 1388
  • شماره چاپ دوم
  • شابک 978-964-7529-17-4
جبهه شهرها، جبهه خطرناك‌تری بود؛ نه دشمن را می‌دیدی و نه می‌توانستی بزنیش. در این جبهه توی خانه خودت مجروح و شهید می‌شدی. البته می‌توانستی شهرت را ول كنی و بروی، می‌توانستی؟ «روزگاران؛ كتاب دزفول» صدحكایت از آنهایی است كه نرفتند، آنها كه در شهر ماندند.

حامیان ما

وزارت فرهنگ و ارشاد موسسه رواق حکمت

وزارت فرهنگ و ارشاد

وزارت فرهنگ و ارشاد

وزارت فرهنگ و ارشاد

ادامه

موسسه رواق حکمت

موسسه رواق حکمت

موسسه رواق حکمت

ادامه