کتابخانه

اطلاعات تکميلي

  • نویسنده فاطمه غفاری(مولف)
  • ناشر روایت فتح(ناشر)
  • سال چاپ 1388
  • شماره چاپ یک
  • شابک 978-600-5182-02-6
محمد اصغری‌خواه حتی یک سنگ قبر هم نداشت که همسرش در کنار آن بنشیند و یک دل سیر درد دل کند، محمد جا مانده بود. استخوان‌هایش را دو سال بعد آوردند. جای او خالی شد، برای نساء که همسرش بود و برای بچه ها، سجاد و سوده. گذر سالها هم نتوانست جای خالی او را پر کند: «چند وقت پیش دخترم عقد کرد. قبل از عروسیش تلویزیون برنامه ای از پدرش نشان می داد. بعد از هجده سال یک دفعه…

اطلاعات تکميلي

  • نویسنده نجمه کتابچی(مولف)
  • ناشر روایت فتح(ناشر)
  • سال چاپ 1389
  • شماره چاپ سوم
  • شابک 978-964-7529-92-1
شب ها يك پشتي مي گذاشتم زير پاي زهرا و سه تا هم زير پاي فاطمه، مي ايستادند پشت پنجره منتظر پدرشان. به اصرار شام علي آقا را دادم و توي اتاق ميهمان رخت خوابش را انداختم. تازه خوابش برده بود كه سر و صداي بچه ها بلند شد«بابا آمد.»

اطلاعات تکميلي

  • نویسنده مرجان فولادوند(مولف)
  • ناشر روایت فتح(ناشر)
  • سال چاپ 1388
  • شماره چاپ ششم
  • شابک 978-964-7529-64-8
جلد دوازدهم مجموعه ي نیمه ی پنهان ماه، خاطرات زندگی شهید حسن آبشناسان را به روایت همسر شهید بازگو می کند. این کتاب از روزهای تنهایی همسر شهید می گوید و از روزهایی که حسن نیست تا با آرامی اش مایه ی آرامش همسر و فرزندانش باشد. در این کتاب از روزهای با هم بودن شهید آبشناسان و همسرش نيز خاطراتی می خوانیم، از هفته ی آخر که سر میز صبحانه نشسته بودند و همسرش به او گفت «احساس می…

اطلاعات تکميلي

  • نویسنده زهرا رجبی متین(مولف)
  • ناشر روایت فتح(ناشر)
  • سال چاپ 1386
  • شماره چاپ سوم
  • شابک 964-7529-55-6
بخشی از زندگی زیبا و نورانی شهید میثمی به روایت همسر این شهید بزرگوار را در این کتاب می‏خوانیم. این زندگی از آن چیزی که فکر می‏کنید بسیار ساده‏تر است

اطلاعات تکميلي

  • نویسنده حبیب امامی(مولف)
  • ناشر روایت فتح(ناشر)
  • سال چاپ 1385
  • شماره چاپ سوم
  • شابک 964-7529-60-0
شهید عبادیان از جمله کسانی بود که تمام زندگی‏اش جنگ بود ، جنگ برای اینکه تسلیم نشود جنگ برای اینکه پاس بدارد جنگ برای اینکه مرد بمیرد و... با تلاش موسسه روایت‏فتح این شهید بزرگوار از زبان همسرش توصیف می‏شود.

اطلاعات تکميلي

  • نویسنده کورش علیانی(گردآوری)
  • ناشر روایت فتح(ناشر)
  • سال چاپ 1388
  • شماره چاپ سوم
  • شابک 978-964-7529-10-5
مطالب كتاب تنها صد خاطره از اين مرد بزرگ هستند. در اين كتاب كمي با خصوصيات اخلاقي زمان نوجواني و كودكي وي آشنا مي‏شويد. وي بسيار دقيق و منظم بود خيلي وقتها قبل از عمليات بند پوتين را هم خودش چك مي‏كرد مي‏گفت �دنبال طرف داري مي‏دوي با بند پوتين شل اون مي‏ره تا دو تا كو اون طرف‏تر ، تو بند پوتينت باز مي‏شه مي‏ره زير پات پرتت ميكنه توي دره. پنج كيلو كمپوت و كنسرو برميداري بعد ميخواي…

اطلاعات تکميلي

  • نویسنده زهرا مشتاق
  • ناشر روایت فتح(ناشر)
  • سال چاپ 1383
  • شماره چاپ ششم
  • شابک 978-964-7529-57-0
در این کتاب از روزهای کودکی عباس بابایی تا تحصيل وانتخاب خلبانی و اعزام به آمریکا براي تكميل تحصيلات وآموزش‌ها خاطراتی نقل شده؛ همسر شهيد خاطرات زندگي مشتركشان تا شهادت ايشان در روز عيد قربان در سال 1366 را روايت مي‌كند.

اطلاعات تکميلي

  • نویسنده زهره شریعتی(مولف)
  • ناشر روایت فتح(ناشر)
  • سال چاپ 1390
  • شماره چاپ چهارم
  • شابک 978-964-7529-38-9
جموعه کتاب های دوره درهای بسته با عناوین مختلف به خاطرات و بررسی وقایع دوران اسارت اسرا می پردازد. هر یک از کتاب های «دوره درهای بسته» اسارت را از زبان یکی از آزادگان روایت می کند. در نوشتن این کتاب ها که بنا دارد تصویری با روایت های گوناگون از اسارت ارائه کند، سعی شده است فضایی روایی در کار آفریده شود. البته این کوشش به هیچ وجه روی دست آویزی برای دست بردن در وقایع یا افزودن رخدادهای…

اطلاعات تکميلي

  • نویسنده مریم برادران(مولف)
  • ناشر روایت فتح(ناشر)
  • سال چاپ 1389
  • شماره چاپ چهارم
  • شابک 978-964-7529-06-8
معرفي: «دوره ی درهای بسته» عنوان کتابهایی است که اسارت را از زبان آزادگان روایت می کند و در این کتابها سعی بر آن بوده که به صورت روایی فضای اسارت ترسیم شود به گونه ای که واقعیت به درستی عنوان شود. دوره ی درهای بسته 2 به روایت اسیر شماره 15533، یعنی فاطمه ناهیدی نقل می شود. مریم برادران نگارنده این کتاب، از آغاز جنگ، وضعیت اعزام به جبهه فاطمه ناهیدی را ترسیم می کند. فاطمه ناهیدی فارغ التحصیل…

اطلاعات تکميلي

  • نویسنده سمیه حسینی(گردآوری)
  • ناشر روایت فتح
  • سال چاپ 1388
  • شماره چاپ سوم
  • شابک 978-964-7529-25-9
لو رفتیم؟ شاید هنوز نه!- بچه ها! تو رو خدا صدا نکنید. شاید هنوز لو نرفته باشیم!آتش سنگین روی ما بود. هنوز دستور شروع عملیات نرسیده بود. رگ بار مسلسل بود که می زدند.بچه ها تیر می خوردند. بدون یک آخ، بی سر و صدا می رفتند زیر آب.----------این کتاب در نظر دارد با ذکر صد خاطره ی باز نوشته مثل چند ضربه ی استادانه ی قلم که خطوط اصلی چهره ای را ترسیم می کنند، خطوط اصلی ای برای…

حامیان ما

وزارت فرهنگ و ارشاد موسسه رواق حکمت

وزارت فرهنگ و ارشاد

وزارت فرهنگ و ارشاد

وزارت فرهنگ و ارشاد

ادامه

موسسه رواق حکمت

موسسه رواق حکمت

موسسه رواق حکمت

ادامه